صفحه اصلی
پارک علم و فناوری تماس با ما English
مرکز توسعه نوآوري و کار آفريني > مقالات > آسيب شناسي کارآفريني در ايران :محققين کارآفريني > آسيب شناسي کارآفريني در ايران؛ محققين کارآفريني
لیست مقالات >>مشاهده مقاله
ثبت: سه شنبه - ۲۷ بهمن ۱۳۸۸
نویسنده: مدير سايت
مشاهده: ۱,۹۲۸نظر: ۰http://iedc.utstp.ir/article/view/pdf1/

ضرورت:

کارآفريني در ايران، گفتمان جديدي است. با اين وجود طيف وسيعي از فعاليت ها را در سطوح مختلف و تحت عنوان توسعه کارآفريني مي توان مشاهده نمود. قاعده و رسم است که همه اين فعاليتها پذيرفته و ارج نهاده مي شود. اما مي توان نشان داد که در شتاب و هياهوي توسعه کارآفريني برخي آسيب ها ناگزير بوده اند که محتاج علاج و چاره انديشي هستند. در اين نوشته به آسيب شناسي جامعه محققين کارآفريني در ايران پرداخته مي شود. چرا که با پيگيري اين موضوع ريشه برخي از آسيب هاي ديگر نيز قابل شناسايي خواهند بود.


نگارنده اين امکان را داشته است که از اوان شکل گيري تحقيقات کارآفريني از نزديک شاهد فعل و انفعالات درون جامعه پژوهشي باشد. يقيناً مکتوب نمودن اين تجارب در بهبود روند آتي تحقيقات کارآفريني در ايران مؤثر خواهد بود. اما اين خطر وجود دارد که تجارب فردي از زاويه محدودي بدست آمده باشد. لذا نگارنده از همه محققين کارآفريني دعوت مي کند با مستند سازي ديده ها و شنيده هاي خود به آسيب زدايي از توسعه تحقيقات کارآفريني در ايران مساعدت کنند.


شکل گيري:

جامعه محققين کارآفريني در ايران در فاصله سالهاي 1375 تا 1380 شمسي شکل گرفته است. اين موضوع در بين هر سه نسل محققين کارآفريني در ايران قابل مشاهده است. مهمترين ويژگي اين جامعه تحقيقاتي تربيت آنها در درون سيستم آموزش عالي کشور آن هم در خصوص موضوعي بوده است که از خصلتي کاملاً وارداتي برخوردار است. قبل از شکل گيري نسل اول محققين کارآفريني در ايران ، تعداد انگشتان يک دست نبود و لذا در ابتداي شکل گيري نسل اول دانش بومي از کارآفريني در حداقل ميزان خود قرار داشت. اين نسل مي بايست دانشي را از وراي مرزهاي ملي منتقل مي کرد که در اين فرايند البته فاقد حداقلي از امکانات پژوهشي بود. به طور مثال اساتيد راهنماي پروژه هاي تحقيقاتي نسل اول، عمدتاً اساتيدي بودند که نه بر اساس علايق حرفه اي و تخصصي بلکه از سر اضطرار راهنمايي محققين نسل اول را پذيرفته بودند. به عنوان شاهدي بر اين موضوع مي توان نشان داد که اساتيدي راهنماي نسل اول در طي سال هاي بعدي کمترين علاقه پژوهشي را به مبحث کارآفريني بروز دادند. نسل اول محققين کارآفريني در ايران همچنين کليد پروژه هاي تحقيقاتي خود را در شرايطي زدند که تعداد نسخ کتاب هاي مربوط به کارآفريني در کتابخانه هاي کشور کمتر از تعداد انگشتان دست بود. به علاوه امکانات شبکه اينترنت نيز در حدي نبود که نسل اول محققين کارآفريني در ايران بتوانند از نتايج تحقيقاتي روزآمد خارجي هم بهره برداري کند و لذا در اين کمبود منابع مطالعاتي و پژوهشي دست آورد، تحقيقاتي نسل اول پايان نامه هايي با کيفيت نازل و فاقد ريشه در ادبيات جهاني موضوع بود. نکته ديگر در بين محققين نسل اول گرايش سياسي عموماً راست آنها بود. اين گرايش در عمل باعث شده است که ظرايف کارآفريني در جوامع در حال توسعه که مطلقاً در کشورهاي غربي محلي از اعراب ندارند براي محققين نسل اول کارآفريني در ايران ناديده انگاشته شوند. به طور مثال فساد اداري و رفتارهاي رانت جويانه در کشورهاي در حال توسعه عموماً به شکل گيري نوعي از کارآفريني منجر مي گردد که مي توان بر آن نام کارآفريني سياه يا زير پله اي گذاشت. علي رغم گذشت بيش از يک دهه از شکل گيري تحقيقات کارآفريني در ايران دريغ از حتي يک پروژه تحقيقاتي که به بررسي چگونگي تأثير فساد اداري بر انحراف فعاليت هاي کارآفرينانه اختصاص يافته باشد.

نسل اول محققين کارآفريني در ايران علي رغم کيفيت نازل خود در طي سالهاي بعدي دو کارکرد اصلي در روند تحقيقات کارآفريني داشته است . اولاً اين نسل به عنوان اساتيد راهنماي پروژه ها و پايان نامه هاي نسل دوم عمل کرده و نيز تنها نسلي بوده است که مورد مراجعه سياست گذاران و ذينفع هاي اجرايي قرار گرفته است و بنابراين گفتمان نسل اول هم در تئوري و هم در عمل استاندارد و هنجارها را رقم زده است. نکته غم انگيز در فعاليت هاي پژوهشي نسل اول انجام پي درپي پروژه هاي تحقيقاتي سفارشي سياست گذاران بوده است که از کيفيت نازلتري نسبت به پروژه هاي تحقيقاتي همين گروه در ابتداي فعاليتشان داشته است .

نسل دوم در فضاي متفاوتي نسبت به نسل اول شکل گرفته است. نسل دوم عموماً دانشجوياني در دانشگاههاي دولتي و خصوصي بوده اند که تحت تأثير جو و فضاي موجود جذب تحقيقات کارآفريني شده اند . بخت بلندي که محققين نسل اول در انگيزش سياست گذاران به سوي مباحث کارآفريني داشتند، براي نسل دوم نشانه اي از امکان بهره برداري عملي از يافته هاي پژوهشي و شکل دهي به يک مسير شغلي موفق بود. نسل دوم از اين امکان نيز برخوردار بود تا از شبکه توسعه يافته تر اينترنت به عنوان وسيله اي براي دستيابي به جديدترين يافته هاي پژوهشي دنياي بيروني استفاده کند که البته با مقاومت نسل اول و تمايل آنها به خود ارجاعي و نيز سستي و عدم دقت محققين نسل اول از دست رفت. نتيجه چنان وضعيتي پايان نامه هاي ضعيف تر نسل دوم در مقايسه با نسل اول بود! پايان نامه هاي نسل دوم اصولاً کپي ناقصي از پروژه هاي تحقيقاتي نسل اول از آب درآمد که حرف تازه اي براي سياست گذاران نداشت و لذا اقبال زيادي هم از سوي سياست گذاران براي محققين نسل دوم مشاهده نشد .

شکل گيري نسل سوم محققين کارآفريني در ايران به تمام معني تراژدي است. اين نسل بدون انجام مستقيم حتي يک پروژه تحقيقاتي و صرفاً بواسطه سفارش تحقيقاتي با کيفيت نازل به محققين نسل اول، خود را محق دانسته است تا علاوه بر کار اجرائي حضوري هم بين جامعه محققين کارآفريني داشته باشد. عامل اصلي اين بدآموزي و بداخلاقي هم محققين نسل اول بوده اند که با کيفيت نازل تحقيقات سفارش داده شده علائمي مبني بر سهولت ورود در حلقه محققين را به نسل سوم ارسال کرده اند. در واقع اگر حافظ و ضامن بقاء و رشد محققين نسل اول کپي کاري و فروش چند باره پايان نامه هاي تحقيقاتي نخ نماي اواسط دهه هفتاد است، چرا نسل سوم از اين نمد کلاهي نداشته باشد؟

نسل سوم البته نسبت به نسل اول از مزيت هاي رقابتي بيشتري برخوردار بوده است. اين نسل به مدت بيش از يک دهه در مناصب اجرائي بوده و با دست اندازهاي بوروکراسي آشنا و نزديک به منابع مالي نشسته بود. پس طبيعي بود که بر نسل اول از نظر شأن و مقام پيش گيرد. در طي سال هاي بعدي هر گونه گردهمايي برگزارشده در خصوص کارآفريني مشابهت زيادي با بقيه مناسبت ها داشت: شرکت کنندگان و مخاطبين عموماً نسل سوم محققين کارآفريني بودند که نقش سياهي لشگر را ايفاء مي کردند. مراسم معمولاً با سخنان بزرگواراني از نسل سوم شروع مي شد که به تکرار گفته هاي نسل اول اما با ادبيات ويژه خود مي پرداختند و نهايتاً اين افتخار را به سرفرازان نسل اول اعطا مي کردند تا از رديف هاي اول و دوم مدعوين براي ارائه بافته هاي فکري خود دعوت شوند. کار البته در جشنواره هاي کارآفريني کامل تر شد به گونه اي که حب خود ارجاعي نسل اول به جايزه دهي به خود براي خدمات علمي انجام نداده منجر گرديد و در اين ميان هيچ کس نپرسيد که اگر علم کارآفريني وارداتي است(که هست)، چرا مجموع ارجاعات همه نسل هاي محققين کارآفريني در ايران به بافته هاي همگنانشان در خارج حتي به 10 درصد هم نمي رسد؟ نگاهي به ترکيب کميته هاي علمي جشنواره هاي مختلفي که براي بزرگداشت کارآفرينان ترتيب داده مي شوند گوياي رابطه محققين نسل اول و سوم است.


آسيب شناسي:

روند گفته شده در شکل گيري جامعه محققين کارآفريني در ايران تا حدود زيادي گوياي آسيب هايي است که گريبان گير اين حوزه تحقيقاتي جديد بوده و مي تواند بنيان آن را تهديد کند. نسل اول محققين کارآفريني خودجوش شکل گرفته و چون نقد نشده است گرفتار حب خودارجاعي مفرطي است که نهايتاً به اعطاي جايزه به خود براي کار علمي نکرده در جشنواره ها منجر شده است. اين نسل هنجارها و استانداردهاي رفتاري را در حوزه تحقيقات کارآفريني رقم زده است که مبتني بر کپي کاري و فروش چند باره نتايج و پژوهشهاي با کيفيت نازل است و البته اين نسل اشتباه ديگري را هم مرتکب شده و آن صاف کردن جاده ارتقاي تحقيقاتي براي نسل سوم و جلوگيري از ارتقاي نسل دوم است. انتظار نمي رود آسيب رساني اين نسل اول تا مدت يک دهه آتي کاهش يابد.

نسل سوم مروجي براي پوپوليسم در حوزه تحقيقات کارآفريني است. هم بواسطه سفارشي که براي تحقيقات پيش پا افتاده کارآفريني دارد و هم بواسطه اشتياقي که براي حضور در همه عرصه هاي توسعه کارآفريني و مخصوصاً تحقيقات دارد. چشم اندازهاي آتي فعاليت هاي تحقيقاتي توسط اين نسل تبين شده و تخصيص بودجه هم بدست آنهاست. پس نشستن ايشان در رديف هاي اول مناسبت ها و ايراد سخنراني ها و حضور در رأس کميته هاي علمي جشنواره هاي کارآفريني بي دليل نيست. فقط مشکل اينجاست که هر آنچه مي گويند و مي کنند کپي ناشيانه و ناقصي از بافته ها و نه يافته هاي نسل اول است. اين نسل دست در دست نسل اول بدآموزي و بداخلاقي تحقيقاتي را به نسل دوم آموزش مي دهند.

نسل سوم اما نسلي قابل ترحم است. اين نسل امکان بهره گيري از امکانات نسبتاً فراهم را داشته اما استفاده نکرده است. نسلي است که مجبور به نشستن تمام وقت در مناسبت ها بدون هرگونه اميد به مشارکت فعال است و نسلي است که اگر تن به 16 ساعت آموزش مربيگري کارآفريني دهد مي تواند آموزش کارآفريني را با کمترين دستمزد ادامه دهد. در کلامي خلاصه جامعه محققين کارآفريني در ايران جامعه مولد علم نيست. اين جامعه در بهترين حالت مي توانست حامل علم به نسلهاي بعدي باشد که از آن سرزده است. جامعه محققين کارآفريني در ايران، جامعه محروم از حداقل استانداردهاي پژوهشگران در سطح بين المللي است. اين جامعه به دليل آنکه هنجارها و استانداردهاي رفتاري را در عرصه تحقيقات داخلي کارآفريني تعيين مي کند و به دليل عدم برخورداري از حداقل کيفيت متناسب با استانداردهاي بين المللي، مي تواند تا مدت يک دهه آتي به بزرگترين مانع توسعه کارآفريني در ايران تبديل گردد. از اولويت هاي توسعه کارآفريني در ايران ارتقاي سطح اخلاقي و علمي جامعه نسل هاي سه گانه محققين کارآفريني است.


راهکار:

اخلاق و هنجار پذيرفته شده در کسب هر علم جديد مراجعه به صاحب علم است، حتي اگر در چين و فراتر از آن ساکن باشد. ما به معني کامل کلمه فاقد علم کارآفريني هستيم و اگرچه واکنش خودانگيخته نسل اول محققين رأي کسب اين علم قابل تحسين و تقدير است اما هنوز هم نياز است تا به صاحبان اصلي علم مراجعه شود. در واقع تجربه تاريخي ما هم نشان مي دهد اعزام دانشجو براي کسب علوم جديد همواره به شکل گيري يک جامعه تحقيقاتي با استانداردهاي اخلاقي و رفتاري با کيفيت منجر شده است. نطفه بسياري از پيشرفتهاي تحقيقاتي فعلي در عرصه هاي مختلف علمي را مديون دانشجويان اعزامي به کشورهاي مختلف در ابتداي قرن فعلي شمسي هستيم که در سالهاي بعدي وزنه هاي وزيني نه تنها در داخل بلکه در خارج از کشور نيز محسوب شده اند. در حوزه تربيت محققين کارآفريني نيز نياز آشکاري داريم تا نسل چهارم را به دور از بدآموزيهاي نسلهاي قبلي و در بهترين دانشگاههاي دنيا تربيت کنيم. بودجه اين کار در واقع در مقايسه با هزينه تمام شده سياست ها و برنامه هاي توسعه کارآفريني که حداقلي از رنگ و بوي يافته هاي تحقيقاتي اصيل در آنها نتوان مشاهده نمود، بسيار کمتر خواهد بود. اين نسل چهارم که با اندک سرمايه اي مي تواند تربيت شود مزيتي براي توسعه کارآفريني در ايران در طي دهه هاي آتي خواهد بود. خود را از اين مزيت محروم نسازيم. تأمين سرمايه اندک تربيت اين نسل شرط کافي است، اما شرط لازم آنست که نه در انتخاب و نه در اعزام آنها نسل اول، دوم و سوم را ضمن قدرداني از تلاشهاي قبليشان، مشارکت ندهيم.

پيوندها
آرشيو اخبار
<<۱۳۹۱>>
فروردينارديبهشت (۱)خرداد
تيرمردادشهريور
مهرآبانآذر
ديبهمناسفند
عضويت در خبرنامه

 
آمار سايت
کل بازدید ها: ۱۹۹,۷۷۶ صفحه
بازدید های امروز: ۳۷ صفحه
بیشترین بازدید:
پنج شنبه - ۱۸ آذر ۱۳۸۹
۲,۵۵۵ صفحه

میهمان: ۳ نفر - عضو: ۰ نفر
صفحه اصلی     |     اخبار     |     مقالات     |     پروژه ها     |     تماس با ما


Copyright © 2009 - UTSTP - All rights reserved.